|
حیا
|
||
شهر الرمضان الذي انزل فيه القران...
در توصف اهميت ماه مبارك رمضان همين بس كه گفته مي شود " درهاي رحمت حق تعالي باز شده و شيطان در غل و زنجير مي باشد". اينكه "ماه نزول قران " بوده و " طهارت روح سهل الوصول است"...
در اينجا فرمايشات يكي از شاخص ترين اساتيد اخلاق ، آيت الله آقا مجتبي تهراني، كه به عنوان ميراث دار عرفان امام خميني شناخته مي شود را قرار ميدهم؛ حتماً لذت مي بريد:

اگر انسان، یک ماه تمام مراقب اعضا و جوارح جسمانی و نفسانی و عقلی و ملکوتیش باشد، به ملکه تقوا دست مییابد و «مصونیت» پیدا می کند: و واعدنا موسی ثلاثین لیله. . .
فاين تذهبون...

انتخابات دهم رياست جمهوري با تمام حواشي كه تا روز انتخابات داشت به پايان رسيد. اما گويي اين پايان خود شروع ديگري بود. شروع نزاعي كه براي دوستداران انقلاب و نظام اسلامي نگران كننده شده بود. زيبايي ها و زشتي هايي كه در طول اين انتخابات نمايان گرديد قابل مقايسه با هيچ كدام از دوره هاي پيشين نبود.
در اينجا قصد دارم قسمت هايي از اين موارد را با شما در ميان بگذارم . از جمله نقاط
قوت مي توان به موارد زير اشاره كرد:...
بهجت آسا همتی باید نمود
خبر ارتحال عارف كامل و فقيه وارسته آية الله العظمي بهجت براي تمام شيعيان تاسف بار و حزن انگيز بود. اگر چه بنا بر سنت الهي زمين همواره از چنين شخصيت هايي برخوردار است و هيچگاه از وجود امثال ايشان محروم نمي شود اما لزوماً در معرض ديد عموم قرار نمي گيرند و بهره هاي خاص آية الله بهجت
بهار آمد و شمشادها جوان شدند
پرندگان مهاجر ترانه خوان شدند
سلام بر همه عزيزان!
اين آخرين كلام در آخرين روزهاي سال است كه خدمتتان عرض ميكنم.
نو روز شدن سال را تبريك ميگم. بهتر و خوش تر ديدم كه از فرصت استفاده كنم
و از همه دوستان و آشنايان حلاليت بطلبم .
با اميد به اتمام اين سال همراه با رضاي پروردگار و شروع سال جديد توام با رحمت و نعمات
الهي بويژه سلامتي و شادي براي تمامي عزيزان.
سال88 مقارن با شكل گيري فضاي شديد و غليظ سياسي بخاطر دهمين دوره انتخابات
رياست جمهوري است.از خيلي وقت پيش دنبال فرصتي هستم كه در باب جناح بندي هاي
سياسي و مناقشات شان مطلبي بنويسم .اما متاسفانه فرصت آن برايم پيش نيامده است.
تحولات اخير سياسي بويژه در جناح اصلاح طلب بيش از همه اين تمايل را در من تقويت
مي كند كه اين كار را بصورتي جامع از ابتداي پيروزي انقلاب تا امروز كار كنم و حتما از نقطه
نظرات دوستان هم بهره مند شوم.
اين هم عيدي به دوستان:
پيامبر اسلام (ص ): اذا رايتم الربيع فاكثروا ذكر النشور...

گرگ هاي گرسنه وحشيانه به غزه حمله كردند!
صداي زوزه هايشان در تاريكي هاي غزه به گوش ميرسد!
بیان اول)
"خدای متعال ما انسانها را آلوده به طبیعت آفریده" . این فرمایش متین یکی از اهل ادب (بندگی) است که خیلی به دلم نشست. منظور اینه که خدا اصلاً توقع اون رو نداره که ماها هیچ معصیتی مرتکب نشیم . و همونطور که معصومانه دنیا اومدیم معصوم هم از دنیا بریم. بلکه " به طفلی میمونیم که والدینش برا اینکه راه رفتن رو یادش بدهند دستش رو میگیره تا راه بره؛ وقتی هم افتاد دوباره،سه باره و چندباره و ... همین جور که اون طفل بلند میشه و میافته دستش رو میگیرن تا النهایه که راه رفتن را یاد بگیره!" هیچ بابا مامانی انتظار نداره با یکبار و چند بار دست گرفتن بچه راه رفتن را یادبگیره! همین جور خدا ما را آلوده به طبیعت آفریده؛ آلوده به طبیعت یعنی این که میل به لذات نفسانی اقتضای انسان بودن ماست.ِخودش میدونه که حالا حالاها باید بیافتیم اون هم دستمون را بگیره. خودش اینجوری آفریده؛ مهم نیست که می افتیم؛ مهم اینه که وقتی افتادیم دوباره عزم بلند شدن و راه رفتن کنیم؛ مهم همین اراده و تمایل به راه رفتن است؛
البته این مجوز معصیت ما نیست؛ اینو گفتن که ما ناامید نشویم و درنتیجه بیخیال همه چی بشیم!
بیان دوم)
سال ها پیش که در روستا ایام کودکی ام را داشتم ؛ موقع داخل و خارج شدن از روستا،رودخانه ای یا شاید هم جویباری که برای ما کودکان بسان رودخانه ای خروشان جلوه می کرد سر راهمون بود.هنگام رد شدن از آن بزرگترها دست کودکانی مثل منو می گرفتند و از زمین بلند میکردند و با پا گذاشتن بر سنگ هایی که توی آب بود از آن عبور میدادن...
یاد همش بخیر! یاد کودکی ام بخیر! یاد اون رودخانه ای که الان فقط تصویرش در ذهن مانده بخیر! یاد اون دستگیری ها و رد شدن از آب پر جوش و خروش بخیر!
اما نمیدونم چی شد که به اینجا رسیدم؟ فقط خواستم بگم "ما همیشه به یه دسگیر و یاور نیاز داریم. به یه دسگیر نیاز داریم تا همونطور که راه رفتن یادمون دادند و از جریان پر خروش رودخانه عبورمان دادند از مسیر صعب العبور و پر پیچ و خم زندگی هم به سلامت عبورمان بده"!
ما در مسیر زندگی دنیا به آخرت محکوم به افتادن(ها)ییم. گو اینکه گریزی هم از این افتادن ها نیست.
اما مهم اراده ما در پیمودن راه و داشتن یک یاور و راهنما در این راه است!
ما نیاز به راهنما داریم...
نکته اول):
خیلی دوست داشتم در باب گرامیداشت ماه مبارک مطلبی بذارم اما نامناسب بودن حال مانع قال گردید
به حکم ادب قسمتی از خطبه حضرت رسول (ص) را یادآوری می نمایم:
از امام رضا(ع) روایت شده است که همزمان با حلول ماه مبارک حضرت رسول (ص) بالای منبر رفت و چنین فرمود:
ایها الناس! به درستی که رو کرده بسوی شما ماه خدا همراه با برکت و رحمت و آمرزش
ماهی که بهترین ماه نزد خداست. روزهایش بهترین روزها و شب هایش بهترین شب هاست!
ایها الناس! به درستی که درهای بهشت در این ماه گشوده است. از خدا بخواهید که آن را بر روی شما نبندد!
ایها الناس! به درستی که درهای جهنم در این ماه بسته است. از خدا بخواهید که آن را بر روی شما نگشاید!
ایها الناس! به درستی که شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید که آنها را بر شما مسلط نگرداند!
نکته دوم):
درک فیوضات ماه مبارک با طی کردن سه مرحله ممکن است:
مرحله اول: آمادگی قبل از حلول ماه
مرحله دوم: از شروع تا شب های قدر
مرحله سوم: از شب های قدر تا آخر ماه
(آنگونه که شنیدم ) بر اساس ادعیه وارده از امام سجاد(ع) بهره های معنوی رمضان در روزهای آخر ماه جوشش می یابد.(والله الاعلم...)
دقیقاً ایامی که عموماً روزه داران آن را به سبب پشت سر گذاشتن لیالی قدر تمام شده می پندارند و توجهی به آن نمی کنند.
دل نوشته:
شده سوار خط واحد بشی و توی اون شلوغی و ازدحام جمعیت فقط خیره بشی و به اطرافت نگاه کنی؟ حتماً برات پیش اومده که یه پیرمرد را در حال سوار شدن یا پیاده شدن ببینی که با دستان لرزان و نفس نفس زنان میخاد یه دونه بلیط بده و ...
این صحنه ها توجه من را به خودش جلب میکنه. به این فکر میکنم که این پیرمرد چه حالی داره؟ احتمالاً احساس ناخوشایندی داره و دادن یک بلیط هم براش خیلی زحمت داره! اون دوره جوونی را قدرناشناسانه( در غفلت تمام) تموم کرده و حالا دست به گریبان نفس کشیدن است. ( حالا ما قدر همین نفس کشیدن رو قدر نمیدونیم. فردا که پیر شدیم میفهمیم که چه نعمتی بود!). خودت رو جا یکی از این پدران پیر قرار بدی میفهمی چه حالی دارن.
در برابر مشاهده و احساس کردن چنین صحنه ای من فقط به خودم فکر میکنم که قطعاً چنین سرنوشتی در انتظارم هست و این سرنوشت هر انسانی است که در سیکل زندگی قرار میگیرد. راستش از هم اکنون برای چنین سرنوشتی دچار تاسف و دلگیری میشوم.( آیه مبارکه قران هست: و من نعمره ننکسه فی الخلق – هر کس را عمر دادیم شکسته اش میکنیم در بین مردم. به تعبیر دیگه می شکونیمش!!!).
راستی! وقتی که آخرش اینه چکار بایدکرد ؟ اصلاً شما چه حسی نسبت به زندگی پیدا می کنید؟ قطعاً اگه واقع بینانه تامل کنیم و چنین آینده ای را برای خودمون هم ترسیم کنیم برامون تلخ و ناخوشایند است و در نتیجه امروزمان را هم تحت تاثیر قرار میده .
شاید به این نتیجه برسیم که زندگی ارزش اون را نداره که به هر قیمت و از هر راهی بخوایم از اون متمتع شویم.
اون پیرمرد فقط در صورتی میتونه از پیری اش رضایت داشته باشه که یک عمر را با شرافت و اخلاقی زندگی کرده باشه ( توی زندگی بدهکار کسی نباشه و در برابر وجدانش شرمنده نباشه و حتی به عملکرد یک عمر خودش بتونه افتخار کنه. خودش در مقابل خودش بتونه سرش را بالا بگیره که یک عمر مردانه زندگی کرد. حالا هرچی پیشآید خوش آید!).
آخه اونایی که خارج از چارچوب های اخلاقی و مشروع بریدندو دوختندو بردند و خوردند به کجا رسیدند؟ که حالا ما بخایم خودمون را خراب کنیم ( قران آدم را توصیه میکنه به اینکه لا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازواجا منهم زهره الحیاه الدنیا لنقتنهم فیه و رزق ربک خیر و ابقی – هرگز به متاع ناچیزی که به قومی از آنان در جلوه حیات دنیای فانی برای امتحان داده ایم چشم آرزو مگشا و رزق خدای تو بسیار بهتر و پاینده تر است- طه 131)!
راستی یک بار دیگه که سوار اتوبوس شدین و چشمتون به این پدران پیر و از نفس افتاده افتاد . این دو آیه را هم به عنوان قاعده زندگی در کنار هم بذارین ببین برای مشی تان در دوره جوانی به درد میخورد یا یا نمیخورد؟
( میخواستم به پدیده مرگ برسم که زبان حال همراهیم نکرد و سخن به درازا کشید . ان شاءالله توی یک پست دیگه به این مساله می پردازم).
به امید عاقبت بخیری!
هشیاری من بگیر و مستم بنما سرمست زباده الستم بنما
ندا آمد : ارجعی ... !
... با دلی آرام و قلبی مطمئن رفت.
خیلی مصدع اوقاتتان نمی شوم؛ در حال مطالعه کتابی با عنوان آئین اخلاقی دانشجویان بودم مطلبی توجهم را جلب کرد که شنیدنش برای دوستانی که ان شاء الله به احتمال قوی احساس تکلیف میکنن و مناصبی را برای خدمت به خلق دست میگیرند آموزنده و تامل برانگیز خواهد بود:
مطلب حدیثی از پیامبر اسلام (ص) بود که می فرماید:
هدایا العمال حرام کلها
هدایا یی ( که) مسئولین و کارگزاران (می گیرند) همگی حرام است...
|
|